مقالات کاربردی

انتقال آب از جنوب به شمال ایران

انتقال آب از جنوب به شمال ایران

وقتی علم و دانش بحران کم‌ آبی را مهندسی می‌کند، آیا انتقال آب از جنوب به شمال ایران به‌ صرفه است؟

امروزه با پیشرفت صنعت تصفیه آب در ساخت انواع فیلترها و روش‌های نوین تصفیه می‌توان با استفاده از تصفیه پسآب‌های صنعتی و شهری، تا حدودی کمبود آب در نقاط شمالی را جبران نمود هر چند این روش هم کم هزینه نیست ولی قطعا هزینه آن نسبت به روش انتقال آب قابل توجه خواهد بود و بار زیست محیطی آن نیز به مراتب کمتر است. با این روش می‌توان از انباشت پسآب‌های فراوان نیز جلوگیری نمود، بخصوص با وجود تعداد زیاد صنایع پر مصرف آب در این منطقه که دارای پساب فراوانی می‌باشند.
ضمن آنکه می‌توان انجام این روش را بر عهده صنایع تولیدی گذاشت و با پرداخت تسهیلاتی مالی و اعتباری، آن‌ها در انجام این شیوه تشویق نمود که قطعا هزینه این تسهیلات کمتر از هزینه انتقال آب خواهد بود، هزینه‌ای که با انتقال آب مستقیم بر دوش دولت می‌باشد.

راه‌حلی مهندسی برای بحرانی طبیعی در کم آبی: انتقال آب

خشکسالی‌های پیاپی، افت شدید آب در سفره‌های زیرزمینی و خشک شدن رودخانه‌هایی مثل زاینده‌رود، ایران را به‌سمت یکی از جسورانه‌ترین طرح‌های زیرساختی دهه‌های اخیر سوق داده است.

انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی کشور

این پروژه که با نمک‌زدایی آب دریا آغاز می‌شود، از طریق خطوط لوله چند صد کیلومتری به استان‌هایی همچون هرمزگان، کرمان، یزد و اصفهان می‌رسد، در واقع این طرح تلاشی است برای جبران کمبود طبیعی آب با ابزار مهندسی و فناوری پیشرفته در این زمینه.

بر اساس گزارش‌ها، خط یک این طرح که بیش از ۸۲۰ کیلومتر طول دارد، از سال ۱۳۹۹ تاکنون میلیون‌ها مترمکعب آب نمک‌زدایی‌شده را به استان‌های جنوبی و مرکزی رسانده و اخیرا به اصفهان نیز متصل شده است. اما پرسش اصلی همچنان باقی است.

آیا این راه‌حل و انتقال آب از جنوب به شمال ایران، واقعاً به‌صرفه و پایدار است؟

آیا اقتصاد پروژه انتقال آب از جنوب به شمال ایران توجیه دارد؟

یکی از مهم‌ترین محورهای نقد کارشناسان آب در خصوص پروژه انتقال آب از جنوب به شمال ایران، هزینه بالای تأمین آب از این مسیر است. برخی کارشناسان و متخصصان آب معتقدند با توجه به محدودیت منابع و عمق بحران آب در ایران، راهکارهای جایگزینی مانند کاهش مصرف در بخش‌های پرمصرف به‌ویژه کشاورزی، اصلاح الگوهای کشت، مدیریت تقاضا و بازچرخانی پساب‌های صنعتی و شهری می‌توانند توجیه اقتصادی بیشتری داشته باشند.

از سوی دیگر، برخی ارزیابی‌های دانشگاهی که سال‌ها پیش روی طرح انتقال آب به فلات مرکزی و اصفهان انجام شده، نتیجه گرفته‌اند که این طرح از نظر اقتصادی و اجرایی چندان موجه نیست، زیرا هزینه نمک‌زدایی، پمپاژ آب در مسافت طولانی و بالا بردن سطح آب به ارتفاعات فلات مرکزی، رقمی بسیار سنگین‌تر از روش‌های مدیریت تقاضا و اصلاح مصرف است.

با این حال، در سوی مقابل، حامیان پروژه اینگونه استدلال می‌کنند که ایران با وجود داشتن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان، تاکنون نتوانسته از این ظرفیت دریایی به‌ خوبی بهره‌ گیرد و در مقایسه با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در زمینه نمک‌زدایی و بهره‌برداری صنعتی از آب دریا عقب مانده است. از این منظر، توسعه صنایع آب‌بر در جنوب کشور یا انتقال آب به صنایع تشنه فلات مرکزی، می‌تواند در بلندمدت به‌صرفه باشد، به‌ویژه وقتی جایگزینی برای ادامه فعالیت صنایع معدنی و فولادی در مناطق کم‌ آب وجود ندارد.

نگرانی‌های زیست‌ محیطی، آیا با انتقال آب از جنوب به شمال کشور، وضعیت بدتر می‌شود؟

نقد و ایراد جدی‌تر به این پروژه از جنس زیست‌ محیطی است. برداشت مداوم آب از خلیج فارس برای نمک‌زدایی و بازگرداندن آب شور باقی‌مانده (پساب شور) به دریا، نگرانی‌هایی درباره افزایش شوری و تغییر تعادل اکوسیستم دریایی ایجاد کرده است. منتقدان زیست‌ محیطی هشدار می‌دهند که این فرایند می‌تواند به‌ مرور زمان، اکوسیستم حساس خلیج فارس و تا حدی دریای عمان را تحت فشار قرار دهد.

در پاسخ به این نگرانی، برخی کارشناسان یادآور می‌شوند که خلیج فارس برخلاف دریاچه‌هایی مثل ارومیه، یک آب‌راه بسته نیست و از طریق دریای عمان به آب‌های آزاد متصل است و از این جهت جریان‌های کشندی طبیعی می‌توانند بخشی از اثر افزایش شوری موضعی را در خلیج فارس کاهش دهند. با این حال، این پاسخ همه ابعاد نگرانی را پوشش نمی‌دهد، چرا که مقیاس برداشت آب در بلند مدت و تجمیع چند خط انتقال هم‌ زمان، موضوعی متفاوت از یک برداشت محدود و موضعی است.

نگرانی دیگر به مصرف انرژی بسیار بالای فرایند نمک‌زدایی و پمپاژ آب به ارتفاعات فلات مرکزی برمی‌گردد. فرایندی که در صورت تأمین از نیروگاه‌های فسیلی، می‌تواند اثرات زیست‌ محیطی غیرمستقیم مانند افزایش انتشار کربن را نیز به همراه داشته باشد. برخی پژوهش‌ها همچنین به تأثیرات احتمالی این انتقال آب بین‌حوضه‌ای بر اقلیم منطقه‌ای اشاره کرده و مطرح کرده‌اند که رطوبت افزوده‌ شده به هوای فلات مرکزی می‌تواند در تعامل با جبهه‌های هوایی، الگوی بارش را تحت تأثیر قرار دهد، موضوعی که هنوز نیاز به بررسی علمی دقیق‌تر دارد.

مهندسی و راهکار علمی برای انتقال آب از جنوب به شمال ایران، مسکّن است یا درمان؟

واقعیت این است که پروژه انتقال آب از جنوب به فلات مرکزی، نه یک راه‌حل کامل است و نه یک اشتباه محض! برای صنایع بزرگ و شهرهایی که با بحران واقعی کمبود آب روبه‌رو هستند، این طرح می‌تواند در کوتاه‌مدت جانی تازه باشد. اما اگر این پروژه به‌جای مکمل، به‌عنوان جایگزین اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی و صنعت دیده شود، ممکن است تنها بحران را از یک نقطه جغرافیایی به نقطه دیگر منتقل کند، بدون آنکه ریشه مشکل یعنی مصرف بی‌رویه و مدیریت ناکارآمد منابع آبی حل شود.

به بیان ساده‌تر، علم و مهندسی می‌توانند بحران کم‌آبی را «مدیریت» کنند، اما نمی‌توانند به‌تنهایی آن را «حل» کنند. تصمیم نهایی درباره به‌صرفه بودن یا نبودن این پروژه‌ها، به این بستگی دارد که آیا در کنار سرمایه‌گذاری‌های مهندسی، اصلاحات ساختاری در مصرف آب کشاورزی و صنعتی هم انجام می‌شود یا خیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *